تبليغاتX
گپ نوشت

گپ نوشت

گفتگوی اندیشه ها

ارتبا طات رسانه ای

درروزهای هشتم و نهم آبان ماه جاری هفتمین کنفرانس بین ا لمللی روابط عمومی در مرکز همایشهای صدا و سیما برگزار شد دوست عزیزم حناب مهدی باقریان که دبیری این کنفرانس را بر عهده داشتنداز بنده خواستند یادداشت کو تاهی در خصوص ارتباطات رسانه ای بنویسم دستور ایشان را انحام دادم که این مطلب درنشریه ویژه این کنفرانس درج شد اینک برای اطلاع خوانندگان گرانقدر عین یادداشت در زیر آورده می شود:

از مهم ترین وظایف نهاد روابط عمومی شناخت، اقناع و اعتمادسازی افکار عمومی است. برای نیل به این اهداف مهم و استراتژیک، ارتباط موثر با رسانه ها اعم از دیداری و شنیداری، مکتوب، مجازی و ... بسیار حایز اهمیت است. این ارتباط یک ارتباط دوسویه می باشد از یک طرف باید اطلاعات لازم از مجموعه فعالیت ها و اقدامات سازمان را از طریق رسانه ها به اطلاع مخاطبان هدف رساند و از دیگر سو دیدگاه ها، پیشنهادها و انتقادات افکار عمومی را از طریق رسانه ها دریافت و در اختیار تصمیم سازان و تصمیم گیران سازمان گذاشت تا از این رهگذر رضایت مندی مخاطبان و گروه هدف تامین شود...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آبان 1390ساعت 16:38  توسط حسن محمدیان  | 

به احترام استیو جابز

... مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است.
هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن‌هایی که می‌خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند.
ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه‌ی ماست.
شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است.
مرگ کهنه‌ها را از میان بر می‌دارد و راه را برای تازه‌ها باز می‌کند.
یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید.
هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند.
و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید...

         " برگرفته از متن سخنرانی استیو جابز در مراسم فارغ ا لتحصیلان دانشگاه استنفورد"

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم مهر 1390ساعت 16:26  توسط حسن محمدیان  | 

آرامش صدای مادر

به یا د شبی تا ریک که دنیا ماه را به خاک می سپرد تمام فا نو س ها یمان را به چله های بی کسی آویخته ا یم، تکیه گاه هستی مان نا گاه و چه پاک و سبکبال قفس شکست و به آسمان پر گشود. وقتی محرم راز ها یمان، آئینه ی زیبای عشق و مهربانی، نردبان روشن معراج روحانی و گل خوشبوی باغچه خا نه ها یمان  بهشت آفرین شد اگر همراهی دوستان و آشنا یان وسروران گرانقدر نبود ما را طاقت تحمل این سوگ جانگداز نمی بود. صمیمانه از الطاف بی کران وحضور سبز تمامی شر کت کنندگان در مراسم ختم مادر عزیز مان تشکر و قدردانی نموده بقای عمر با عزت همراه با سلا متی کامل برای همه این بزرگواران از در گاه احدیت مسئلت داریم.

صدای مادر مو جب آرامش ما بود او فرشته ای مهربان، دلسوز و فداکار بود این بانوی آفتاب همیشه دل نگران ما بود ...چرا فلانی از مدرسه دیر کرده است... رسیدید تهران حتما تلفن کنید من کنار گوشی منتظر هستم... آقا مهدی رفته سفر چرا زنگ نزده است...نوه ها خوبن؟...

در سخت ترین شرایط زندگی صبور و شکر گذار بود و توسل ویژه ای به حضرت زهرا(س) داشت آخرین چیزی که از دست مادر در آمبولانس افتاد تسبیح او بود.  ما همه بچه های مادر تصمیم گرفتیم خو بی های او را در خودمان تکثیر کنیم هر کدام از ما یک آنا(همه ما اورا آنا یعنی مادر به زبان آذری صدا می کردیم) با شد با قلبی رئوف و مهربان، نگران و دلسوز یکدیگر ما تصمیم گرفتیم همانگونه که او دوست می داشت پاسدار حرمت هم با شیم و در غم و شادی همدیگر را یار و یاور باشیم وروح به حق پیوسته او را که در محضر خدایش میهمان هست شاد و خرسند نمائیم

پی نوشت:  مادر همسر عزیزم در روز دوشنبه 30 خرداد1390 شمسی و در سن 86 سالگی به دیار معبود شتافت روحش شاد که الحق از اولیا الله بود

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 18:9  توسط حسن محمدیان  | 

امام علی(ع) نیاز امروز جامعه ما


در آستانه میلاد امام علی ابن ابی طالب قرار داریم خیلی فکر کردم که چه مطلبی تقدیم نمایم بهتر از نامه امام به مالک اشتر نیا فتم از تمام اندیشمندان و صا حب نظران دعوت می کنم این نامه را مطالعه بفر ما یند انگار همین الان این نامه خطاب به همه مسو و لان و... نگاشته شده است...

"... هرگز به خشمی، که از آنت امکان رهایی هست، مشتاب و مگوی که مرا بر شما امیرساخته‌اند و باید فرمان من اطاعت‌شود. زیرا، چنین پنداری سبب فساد دل و سستی دین و نزدیک شدن دگرگونیها در نعمتهاست. هرگاه، از سلطه و قدرتی که در آن هستی در تو نخوتی یا غروری پدید آمد به عظمت ملک خداوند بنگر که برتر از توست و بر کارهایی تواناست که تو را بر آنها توانایی نیست. این نگریستن سرکشی تو را تسکین می‌دهد و تندی و سرافرازی را فرو می‌کاهد و خردی را که از تو گریخته‌است به تو باز می‌گرداند.

بپرهیز از اینکه خود را در عظمت با خدا برابر داری یا در کبریا و جبروت، خود را به او همانند سازی که خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامه‌ای را پست و بیمقدار سازد. هر چه خدا بر تو فریضه کرده است، ادا کن و درباره خواص خویشاوندانت و از افراد رعیت، هر کس را که دوستش می‌داری، انصاف را رعایت‌نمای که اگر نه چنین کنی، ستم کرده‌ای و هر که بر بندگان خدا ستم کند، افزون بر بندگان، خدا نیز خصم او بود. و خدا با هر که خصومت کند، حجتش را نادرست سازد و همواره با او در جنگ باشد تا از این کار باز ایستد و توبه کند. هیچ چیز چون ستمکاری، نعمت‌خدا را دگرگون نکند و خشم خدا را برنینگیزد، زیرا خدا دعای ستمدیدگان را می‌شنود و در کمین ستمکاران است..."

متن کامل نامه را در ادامه بخو انید
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1390ساعت 11:23  توسط حسن محمدیان  | 

رسانه ملی

 

در یکی از روزهایی که تازه تلویزیون فارسی بی‏بی‏سی راه اندازی شده بود در ساختمان شهدای رادیوو در استودیوی شماره یک تودیع آقای دکتر خجسته از معاونت صدا برگزار می‏شد. تقریبا دو هفته‏ای بود که این تلویزیون فارسی زبان برنامه‏هایش را شروع کرده بود در داخل کشور اظهار نظرهای متفاوتی در این باره می‏شد گرچه حافظه تاریخی مردم ما با رادیوی بی‏بی‏سی که 8 دی ماه سال 1319 شمسی یعنی درست چند ماه بعد از افتتاح رادیو در ایران (4 اردیبهشت 1319 رادیو در ایران افتتاح شد) تأسیس شده بود و برنامه پخش می‏کرد، آشنایی داشت منتهی تلویزیون فارسی آن هم از نوع بی‏بی‏سی پدیده دیگری بود . ..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1390ساعت 11:52  توسط حسن محمدیان  | 

روزگار ما

خیلی وقت است که مطلب جدیدی ننوشتم بعضی از دوستان علت را می پرسند من هم جوابی برای گفتن ندارم جز اینکه بگویم دستم به نوشتن نمی رود.
نسل ما که در زمان مبارزه و وقوع انقلاب اسلامی حوان و انقلابی بودیم حرفهای زیادی برای گفتن داریم می توانیم از تجربیات خودبرای جوانان بنویسیم٫میتوانیم موفقیت های خودرا بگوییم٫می توانیم با شجاعت اشتباهات وخطاهای خودرا بیان کنیم٫ می توانیم ازدوران سخت مبارزه بگوییم٫می توانیم روایتگردوران جنگ وحماسه ملت باشیم و از دوستان شهیدمان بگوییم٫می توانیم از خاطرات بزرگ مردانی بگوییم که درشرایط دشوار در این مملکت مدیریت کردند٫می توانیم دیدگاهها وانتقادات خودرااز شرایط زمانه بگوییم٫می توانیم از رسانه بگوییم واز پیش بینی های دلسوزانه ای که متاسفانه به وقوع پیوست وخلاصه ما برای گفتن و نوشتن حرفهای زیادی داریم.
اخیرا دوست بزرگوارم علی آقای شکوهی وب سایت شخصی خودرا با عنوان"نقدزمانه"راه اندازی کردند ومن هر روز مطالب ایشان به خصوص" روزنوشت"را می خوانم به دوستان عزیز به خصوص نسل جوان توصیه می کنم به این سایت سری بزنند علی آقا در بین نسل ما و بچه های بهشهر به نوعی پیشکسوت هستند. انسانی مستقل واخلاق مدار٫مبارزوزندانی قبل از انقلاب که همچنان روحیه جوانمردی و آزاد اندیشی خودرا حفظ کرده اند وتاوان آن را نیز در مقاطع مختلف پرداخت کردند شاید برخی از دوستان جوانتر اورا محافظه کار بدانند ونوشته هایش را نیز در همین راستا ارزیابی کنند ولی من گرجه مطالب اورا از ضرب آهنگ عمومی جامعه قدری عقب تر می دانم اما معتقدم دین داری و اخلاق مداری و در نهایت رعایت انصاف و حقوق دیگران از سوی ایشان باعث نگارش مطالب مفید می شود اگر چه مدت زیادی است که چیزی ننوشتم ولی به اکثر وب سایت ها ووبلاگها سر می زنم واز مطالب آنها استفاده می کنم شاید هم اقدام خوب علی آقا شکوهی وسوسه ام کرد و حداقل در حوزه تخصصی خودم که رسانه وبه ویژه رادیو می باشد بیشتر بنویسم امروز علاوه بر مراجعه ای که به وبلاگهای مسعود پیوسته٫نورا...مرادی٫حسین پاکدل٫عبدالجبار کاکائی٫علیرضادباغ{متوجه شدم از دیروزایشان ازرادیورفتند برای ایشان درمسولیت جدیدآرزوی موفقیت می کنم}٫امیردبیری مهر٫وحیدجلیلوند٫... داشتم سری هم به وب سایت آقای دکتر خجسته زدم و دیدم ایشان هم مدت زیادی است که مطلبی ننوشته اند خلاصه روزگار همه ما یکسان است به امید روزهای بهتر که خداوند بزرگ مقدر کرده است...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1390ساعت 16:54  توسط حسن محمدیان  | 

یکی اما متفاوت

نامه بسيار زيباي نادر ابراهيمي به همسرش

        اين مطلب بخشي از يكي از نامه‌هاي نادر ابراهيمي به همسرش است  توصيه مي شود كه همه زوج‌ها اين نامه را چندين بار و نه به‌تنهايي كه با هم و در كنار يكديگر ‌ بخوانند. (این مطلب توسط دوست محترمی برای من ارسال شد به دلیل آموزنده بودن نه صرفا برای خانواده ها بلکه برای جامعه ما که در عین تکثر به همگرایی نیاز داردآن را در اینجا می آورم  گپ نوشت)

نادر ابراهيمي داستان‌نويس معاصر ايراني است او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمينه‌هاي فيلم‌سازي، ترانه‌سرايي، ترجمه، و روزنامه‌نگاري نيز فعاليت کرده‌است.

  همسفر!

در اين راه طولاني كه ما بي‌خبريم

و چون باد مي‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هايمان با هم باقي بماند

خواهش مي‌كنم! مخواه كه يكي شويم، مطلقا

مخواه كه هر چه تو دوست داري، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم

و هر چه من دوست دارم، به همان گونه مورد دوست داشتن تو نيز باشد

مخواه كه هر دو يك آواز را بپسنديم

يك ساز را، يك كتاب را، يك طعم را، يك رنگ را

و يك شيوه نگاه كردن را

مخواه كه انتخابمان يكي باشد، سليقه‌مان يكي و روياهامان يكي.

هم‌سفر بودن و هم‌هدف بودن، ابدا به معني شبيه بودن و شبيه شدن نيست.

و شبيه شدن دال بر كمال نيست، بلكه دليل توقف است

  عزيز من!

دو نفر كه عاشق‌اند و عشق آنها را به وحدتي عاطفي رسانده است، واجب نيست كه هر دو صداي كبك، درخت نارون، حجاب برفي قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالي را دوست داشته باشند.

اگر چنين حالتي پيش بيايد، بايد گفت كه يا عاشق زائد است يا معشوق و يكي كافي است.

عشق، از خودخواهي‌ها و خودپرستي‌ها گذشتن است اما، اين سخن به معناي تبديل شدن به ديگري نيست .

من از عشق زميني حرف مي‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن يكي در ديگري.

  عزيز من!

اگر زاويه ديدمان نسبت به چيزي يكي نيست، بگذار يكي نباشد .

بگذار در عين وحدت مستقل باشيم.

بخواه كه در عين يكي بودن، يكي نباشيم..

بخواه كه همديگر را كامل كنيم نه ناپديد .

بگذار صبورانه و مهرمندانه درباب هر چيز كه مورد اختلاف ماست، بحث كنيم ،اما نخواهيم كه بحث، ما را به نقطه مطلقا واحدي برساند.

بحث، بايد ما را به ادراك متقابل برساند نه فناي متقابل .

اينجا سخن از رابطه عارف با خداي عارف در ميان نيست .

سخن از ذره ذره واقعيت‌ها و حقيقت‌هاي عيني و جاري زندگي است.

بيا بحث كنيم.

بيا معلوماتمان را تاخت بزنيم.

بيا كلنجار برويم .

اما سرانجام نخواهيم كه غلبه كنيم.

بيا حتي اختلاف‌هاي اساسي و اصولي زندگي‌مان را، در بسياري زمينه‌ها، تا آنجا كه حس مي‌كنيم دوگانگي، شور و حال و زندگي مي‌بخشد نه پژمردگي و افسردگي و مرگ، حفظ كنيم.

من و تو حق داريم در برابر هم قدعلم كنيم و حق داريم بسياري از نظرات و عقايد هم را نپذيريم.

بي‌آن‌كه قصد تحقير هم را داشته باشيم .

عزيز من! بيا متفاوت باشيم . 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 13:33  توسط حسن محمدیان  | 

سرور آزادگان

دراین اندیشه بودم که در آغاز ماه محرم به پیشگاه سرور آزادگان جهان چه پیشکش کنم که دوست نازنینی مصاحبه اندیشمند گرانسنگ مرحوم استاد سید جعفر شهیدی را که در زمان حیات آن فاضل وارسته توسط روزنامه همشهری انجام شده بود برایم ایمیل کرد ضمن تشکر از این دوست عزیزم متن مصاحبه را برای بهره برداری پژوهشگران محترم و خوانندگان گرامی وبلاگم در اینجا می آورم

جامعه شناسي تاريخي قيام امام حسين(ع) در گفت وگو با دكتر سيد جعفر شهيدي
مرگ تقوا و عدالت در جامعه اسلامي
دوره پس از معاويه با جامعه اي روبرو هستيم كه پنجاه ساله هاي آن پيامبر را نديده اند ، پيرمردان
۷۰ ساله ترجيح مي دهند در
گوشه اي به فكر آخرت باشند .طبقه جوان، نظام اسلامي را با حكومت اشراف زاده هاي ستمگر، مال اندوز، فاسق و نژادپرست مي شناسند . عمده مسلمانان هم رد پي آسايش و زندگي آسوده اي هستند. عده اي ديگر هم مشغول بحث هاي جديد فلسفي در حلقه هاي مساجد هستند و بالاخره در جامعه اسلامي، روح شريعت كه تقوا و عدالت است ديده نمي شود و از احكام اجتماعي دين هم تنها نماز جمعه و جماعت به صورت تشريفاتي برگزار مي شود.
آنها كه حسين را كشتند

اين سؤال همشه مطرح بوده كه پس از گذشت نيم قرن از ظهور پيامبر چه فضايي بر مردم و جامعه مسلمين حاكم بوده كه به قتل پسر دختر پيامبر(ص) راضي شدند و همچون تماشاگراني تا سال ها بعد از حادثه عاشورا در مقابل ستم ها و ظلم هايي كه بر آل رسول(ص) رفت، سكوت كردند. همان ها كه حسين(ع) را كشتند در پنج وقت به قبله اسلام نماز مي خواندند و در هر اذان به پيغمبري رسول خدا و جد حسين (ع) شهادت مي دادند. اين ها كه بودند و چرا چنين كردند؟ با همين سؤال ها بود كه پي بردم پنجاه سال پيش از عاشورا نيازمند بررسي از نگاه جامعه شناسي تاريخي است.

استاد دكتر «سيد جعفر شهيدي» از پيشكسوتان پژوهش و مطالعات ديني در كشور است كه شخصيت علمي و فرهنگي او بر كسي پوشيده نيست. او متولد ۱۲۹۷ است و تحصيلات حوزوي خود را تا مرحله اجتهاد و تحصيلات دانشگاهي را تا دكترا ادامه داده است و اينك در طي دو دهه استاد دانشگاه تهران بوده است. وي را با تأليفات ارزشمندي در حوزه تاريخ اسلام مي شناسند. تأليفاتي مانند «تاريخ تحليلي اسلام»، «زندگاني حضرت فاطمه زهرا(س)»، «زندگاني علي ابن الحسين(ع»، «شيرزن كربلا»، «انقلاب بزرگ» و ... در اين ميان كتاب «پس از پنجاه سال پژوهشي تازه پيرامون قيام امام حسين(ع)» از جمله كتاب هاي مطرح در تحليل واقعه عاشورا است. دكتر شهيدي در اين كتاب با نگاه جامعه شناسي تاريخي به كنكاش در حوزه قيام امام حسين(ع) مي پردازد. استاد تحقيق و نگارش اين كتاب را در سال ۱۳۳۰ انجام داده و كتاب از سال ۱۳۵۷ تاكنون سي و دو بار به چاپ رسيده است. درباره اين پژوهش ارزشمند استاد در حوزه فرهنگ و تاريخ واقعه عاشورا و نگاه تازه وي به تاريخ اسلام به گفت وگو نشستيم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 18:52  توسط حسن محمدیان  | 

درود بر مخالف

هرگز از کسی که همیشه با من موافق بود ، چیزی یاد نگرفتم . . .

( دکتر علی شریعتی )

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم مهر 1389ساعت 16:19  توسط حسن محمدیان  | 

چند صدائی

چند روز پیش ترجیع بند معروف هاتف اصفهانی را برای چندمین بار می خواندم تضارب اندیشه ها کاملا در آن موج میزند واقعا لازم نیست که ما همه مثل هم فکر کنیم وبیندیشیم بلکه باید حقوق همدیگر را رعایت کنیم وبه افکار یکدیگر احترام بگذاریم خداوند هستی بخش نیز ما ها را متفاوت وبا جهان بینی های گو ناگون آفریده است واین گوناگونی را موجب معرفی ما عنوان فرموده است و ملاک هایی را مثل تقوا٬ علم و جهاد برای کرامت و برتری معرفی کرده است قانون طلایی اخلاق که در همه ادیان به خصوص در اسلام وبه ویژه در کلام امام علی (ع) آمده است نیز موید منظور ما ست این قانون می گوید: " هرچه بر خو د نمی پسندی بر دیگران نیز مپسند"و عبارت دیگرش آن که " با دیگران چنان رفتار کن که خوش داری با توهمان کنند" پس وجود اندیشه های متکثر و متفا وت و چند صدایی بودن جامعه واقیتی است که آفرینش بر آن صحه گذاشته است از این منظر وبا نگاه اصیل دین داری همه ادیان٬ همه اندیشه ها٬تمامی فر هنگ ها و... قابل احترام بوده و تعامل و تعاطی آنها باعث رشد و توانمندی جامعه می شود هیچ فضیلتی نیست که همه مردم جهان ویا همه مردم یک کشور مثل هم فکر کنند بلکه فضیلت در اخلاقی بودن جامعه و رعایت حقوق یکدیگر است قطعا جامعه ای که در آن تهمت٬ غیبت٬ دروغ٬ آبروریزی٬ ناسزاگویی٬ هتک حرمت٬ریاو چاپلوسی و سایر رذیلت های اخلاقی رواج داشته باشد جامعه دینی نیست گرامی داشتن اندیشه ها نشانه بزرگی و دین داری است در وبلاگ یک تحصیلکرده علوم اجتماعی جمله زیبائی نگاشته شده بود: "وقتی همه ما یک نوع می اندیشیم٬ هیچ یک از ما نمی اندیشد"
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 16:24  توسط حسن محمدیان  | 

به احترام شبهای قدر

این روزها سفره رحمت الهی برای همه گشوده است. چند روز پیش یکی از دوستان نازنینم که به دلیل ابتلا به بیماری دیابت نمی تواند روزه بگیرد به من گفت خوشا به حال شما که می توانید روزه بگیرید به ایشان عرض کردم ماه رمضان مال همه است. رمضان همانند سفره ای است که یکی از نعمت های آن روزه است بر روی این سفره پاکی٬ پرهیز از دروغ٬ تلاوت قران٬ انفاق٬ رعایت حقوق دیگران٬ تقوای چشم و زبان٬ مهربانی و همدلی و... وجود دارد پس رمضان فقط مال روزه داران نیست رحمت و محبت خدا در این ماه برای همگان جاری است ودعای همه به شرط کوشش و تلاش اجابت خواهد شد از طرف دیگر در این ماه مردی به شهادت رسید که در نگاه سترگ او حکومت وسیله ای بود برای برپایی حق و عدالت و نه هدف. در نگاه امیر مو منان حکومت با خواست مردم شکل می گیرد٬ با نظر مردم میماند وبا مشارکت مردم به پیش می رود و یا اصلاح می شود. تشنگی٬ خواستن و تلاش ما در این شبها بسیار مهم است چرا که در مفهوم اجابت دعا تلاش و کوشش و عبور از سنگلاخها نهفته است باید بخواهیم به قول مولانا: آب کم جو تشنگی آوربه دست         تا بجوشد آبت از بالا و پست

تا نزاید طفلک نازک گلو                 کی روان گردد ز پستان شیر او

رو بدین بالا و پستی ها بدو           تا شوی تشنه حرارت را گرو

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم شهریور 1389ساعت 15:46  توسط حسن محمدیان  | 

خدا مال همه است

دیروزدرویژه نامه روزنامه همشهری که به مناسبت ماه مبارک رمضان تهیه شده بود مطلبی از جناب سید مهدی شجاعی با عنوان "خدا مال همه است"به چاپ رسیده بودکه در نوع خود شیوا و خواندنی بود من هم با بهره گیری از این عنوان و ضمن تبریک حلول ماه خدا ابیات زیر را تقدیم می کنم:
                        یک شبی مجنون نمازش را شکست
                       بی وضو در کوچه لیلا نشست
                      عشق ان شب مست مستش کرده بود
                      فارغ از جام الستش کرده بود
                      گفت یا رب از چه خارم کرده ای
                      بر صلیب عشق دارم کرده ای
                     خسته ام زین عشق، دل خونم نکن
                    من که مجنو نم تو مجنو نم نکن
                    مرد این بازیچه دیگر نیستم
                    این تو و لیلای تو من نیستم
                     گفت ای دیوانه لیلا یت منم
                     در رگت  پنها ن و پید ایت منم
                    سالها با جور لیلا ساختی
                    من کنارت بودم و نشنا ختی

                            

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 11:55  توسط حسن محمدیان  | 

چهار سال پیش در چنین روزی

28 اردیبهشت 1385 ساعت 6 بعد از ظهر استودیوی ساختمان شیشه ای جام جم- "رادیو گفت و گو، رادیوی جامعه چند صدائی ایران"
دقیقا 4 سال پیش در چنین روزی  به همت جمعی از دوستان صاحب نظر در حوزه رسانه و ارتبا طا ت و با حما یت همه جا نبه  دکتر حسن خجسته صدائی جدید در پا یتخت ایران شنیده شد: "رادیو گفت و گو، رادیوی اندیشه ها"، " رادیو گفت و گو، رادیوی آزاد اندیشان ایران"، "سخنرانی، میزگرد، مناظره، گزارش، گفت و گو..." دررادیو گفت و گو".
پخش آرم استیشن ها و آ نونس های جدید و متفاوت نشان از یک نگاه نوین و حرفه ای به رسانه و رادیو می داد و برای گفت و گو های آزاد دو جانبه و چند جانبه میان اندیشمندان وصداهای مختلف و متکثر زمینه سازی می شد.
6 ماه برای راه اندازی این رادیو برنامه ریزی کردیم افراد صاحب نظر و بزرگواران زیادی در این اقدام بزرگ فرهنگی یاریم کردند در شورای عالی کارشناسان که در واقع شورای سیاستگذاری این رادیوبود شخصیتها ی گرانقدری حضور داشتند : دکتر جعفری هرندی، دکتر بیژن عبدی، دکتر محمدی آوجی، ساعد باقری، احمد شیشه گران، محمود خوشنویس، علی شکوهی، دکتر قاسم پور حسن، دکتر جوادی یگانه، دکتر حسن خجسته، مهندس احمد ارژمند،دکتر عطا ا... ابطحی  از اعضای اولیه این شورا بودند که نقش بسیار زیادی در طراحی رادیو گفت و گو و تدوین کتاب برنامه سازی این رادیو داشتند بعد ها دوستان دیگری مثل آقایان میر فخرائی، مسعود عا بدین نژاد، امیر دبیری مهر به اعضای این شورا اضافه شدند که همگی از ستون های استوار برنامه سازی در این رادیو شدند. مسعود در روز افتتاح مسئو لیت برنامه ها را بر عهده داشت و بعد ها اجرای چندین برنامه موفق مثل " نیمه دیگر" رامتقبل شدند و مدیریت نظارت و ارزشیابی این رادیو را به شایستگی در زمان مدیریت اینجانب عهده دار بود. آقای اسماعیل خان میر فخرائی نیز بیشتر به عنوان کار شناس مجری برنامه های علمی همکاری می کرد و انصا فا در این زمینه کم نظیر و بی بدیل است در ضمن ایشان عضو شورای برنامه ریزی شبکه هم بودند. دکتر دبیری مهر هم علاوه بر عضویت در شورای برنامه ریزی اجرای مناظره ها و میز گرد های عمدتا سیاسی را بر عهده داشتند که با توجه به جوان بودن از پدیده های رادیو گفت و گو بودند . از اولین روزهای مسئولیتم در این رادیو حامد ارسنجانی در تمامی کارها با من همکاری می کردو به عنوان مدیر ارتباطات شبکه خدمات مو ثر و بی شماری را انجام داد حامد کارش را خوب بلد هست و وب سایت بسیار خوبی را راه اندازی و اداره کرد.ابو الفضل عسکری هم از جمله دوستان خوب من بودند که از نخستین روز های راه اندازی در کنارم بودند و به عنوان مدیر پخش و پشتیبانی تولید در تکوین این رادیو نقش آفرین بودند ودر اغلب کارها کمکم می کردند. در ادامه کار آقای هادی پرگیر به عنوان مشاور اجرائی و حسن نورانی به عنوان مدیر اطلا عات و بر نامه ریزی به جمع ما اضافه شدند که در پیشبرد امور بسیار موثر بودند و هردوی آنها از دوستان همیشگی و خوب و نازنین من هستند .
در اینجا یاد می کنم از اولین صداهائی که در روز 28 اردیبهشت 85 از رادیو گفت و گو پخش شد صدای دوستان خوبم علی عمرانی، آشا محرابی، حمید هدایتی، نادر برهانی مرند و مرحوم عبدا لحسین اسکندری که مرحوم اسکندری مسئو لیت و اجرای دو برنامه بسیار موفق رابا عناوین :نسل نو" و "پرونده" نیز بر عهده داشتند خدایش رحمت کند که عشقش به کار نمونه و مثال زدنی بود. جواد آگاه، مهرداد صادقی، حمید رضا پورعلی محمد، مازیار ناظمی، ناصر خیر خواه، رضا ولی زاده، کیوان همتی، دکتر محمد رضا قنبری، محمدرضا شهیدی فر، حسین پاکد ل، سوسن آذیش، مهسا حسینی،  دکتر عیسی جلالی، دکتر احمد جلالی،  دکتر صادق زیبا کلام، جواد اسدیان، احمد خالصی، استاد بها ا لدین خرمشا هی، محمد کریمی، علیر ضا غنچی،ربابه بابا خانی، مهد یه مالکی، الهام محبی، خانم جعفری، عذرا جوزدانی، رویا غندالی، پروین کاووسی، فاطمه شهبازی، منو چهر دین پرست، مریم عابدی،  فرزاد حسنی، رضا کاشفی٬ دکتر مجید توسلی٬  رضا حسینی، احمد جلالی فرا هانی، محمود مختاری، مسعودپیوسته٬مارال دوستی٬ مرحوم فرنوش بهرامپور(خدایش رحمت کند که هم کارش را خوب بلد بود و هم بسیار به مو ضو عات تسلط داشت و مهربان و دوست داشتنی بود) ورسانه نگار فعال وپر تلاش مرحوم عطا افشاری (ایشان در برنامه بدون خط خوردگی همکاری می کردند)از دیگر همکاران و یاوران خوبم در رادیو گفت و گو بودند که برای همه این هنر مندان و رسانه نگاران عزیز کشورم سر فرازی و سر بلندی آرزو میکنم مسلما به دلیل یاری نکردن حا فظه اسم بعضی ها از قلم افتاده است که از همه آ نان عذر خواهی میکنم چنانچه مایل باشند می توانند کامنت بگذارند تا اسامی ناز نین شان را ا ضافه کنم فقط ذکر این نکته را ضروری میدانم درچها رمین سالگرد تا سیس رادیو گفت و گو که تا پایان مرداد ماه 87 مسئو لیتش با اینجانب بود خواستم یادی از دوستان و همکاران بنمایم ومطلب در خصوص اهداف و تا ثیرات این رادیو و تحلیل سر انجام و فرجام آن را به فرصت دیگری مو کول می کنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1389ساعت 14:18  توسط حسن محمدیان  | 

نگاه تازه به آینده

 

در مدیریت و برنامه ریزی به خصوص درحوزه های فرهنگی و اجتماعی توجه به موضوع تغییرات و تحولات و پیش بینی آنها در اداره جامعه بسیار حائز اهمیت است در کشور ما نیز در سالهای اخیر بحث آینده پژوهی در حال مطرح شدن و شکل گرفتن می باشد و کتابها و نشریاتی هم با همین عنوان منتشر شده است و میشود.
یکی از پیشگامان بحث تغییر و تحول در جهان"الوین تافلر"(Alvin Toffler) نویسنده و فیلسوف معروف آمریکائی است  وی که در سال 1928 میلادی متولد شد اولین کتابش را در سال 1970 با عنوان"شوک آینده" و آخرین اثرش رادر سال 2006 با عنوان "ثروت انقلابی" منتشر کرد. سیاستمدارن و رهبران برخی کشورهای بزرگ  نظیر: میخائیل گور باچوف(آخرین رهبر اتحاد جماهیر شوروی)، ژائو ژیانگ وزیر اصلاح طلب چین، اکثر رهبران ژاپن، ما هاتیر محمد(نخست وزیر سابق مالزی)، کیم دائی جون رییس جمهور کره جنوبی و...  از جمله افرادی هستند که  الوین تافلر به آنها آموزش داده است.
تفکرات کلیدی تافلر در سه کتاب: شوک آینده(1970)، موج سوم(1980) وتغییر قدرت(1990) خلاصه شده اند وی می گوید:
"در حقیقت ما هرگز نمی توانیم از واژه پیشگوئی استفاده کنیم و هرکس ادعا کند که می تواند آینده را پیشگوئی کند مسلما به جامعه دغل بازان تعلق دارد... بنا بر این نمی توان تمام تحولاتی را که در جامعه یا اقتصاد یا صنعت رخ می دهد پیشگوئی کرد. شما تنها می توانید الگو هائی برای تغییر در نظر بگیرید و با طراحی و در نظر گرفتن این الگوها ست که می توانید در باره  تحولات پیش رو فکر کنید و حوادثی را که به وقوع می پیوندند دریابید... من تنها می توانم بگویم جامعه در حال حرکت به سمت فلان مسیر هست یا خیر، به عبارت دیگر کار من فقط این است که مسیر حرکت را دریابم و به شما نشان بدهم..."
الوین تافلر که یک آینده نگر و آینده پژوه ممتاز جهانی است تغییراتی را که حدود چهل سال قبل پیش بینی کرده بود قابل تا مل و توجه بوده است و همچنان نیز می باشد تغییر در باورهای مردم، تغییر در هویت، مباحث جنسیتی، پر رنگ شدن قوم گرائی و ملی گرائی و... از پیش بینی های تافلر در شوک آینده بوده که اهمیت آثار وی را می رساند .
مطالعه کتابهای ایشان برای مدیران، برنامه ریزان و آینده پژوهان بسیار مفید می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389ساعت 13:43  توسط حسن محمدیان  | 

آزاداندیشی

یکی از دوستان اندیشمندم که اهل قلم نیز می باشند از من خواست تا مطلبی را در باره آزاد اندیشی برای درج در روزنامه"تهران امروز" بنویسم بنده قبول کردم و یادداشتی را در این خصوص نوشتم شایان ذکر است موضوع آزاداندیشی یک بحث دراز دامنی است که کتابها در مورد آن باید نوشته شود
در اینجا عین مطلب را از روزنامه تهران امروز برای اطلاع خوانندگان عزیز وبلاگم می آورم:
  

آزاد انديشي و جامعه ما

بر بستر آزاد انديشي است كه وفاق اجتماعي پويا و تاثير‌گذار بر توسعه ملي ايجاد مي‌شود

حسن محمديان
موسس و نخستين مدير راديو گفت‌وگو

انسان موجودي مخلوق و جانشين پروردگار روي زمين است و شباهت‌هاي زيادي بين اين جانشين و خالق وي وجود دارد. از جمله اينكه انسان قدرت آفرينندگي و قدرت انتخاب دارد و موجودي است آفريننده، جست‌وجوگر، آزمايشگر، كاوشگر، ارزياب و انتخاب‌گر.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:7  توسط حسن محمدیان  | 

نوروز مبارک

پرده بگردان و بزن ساز نو                         هان که رسید از فلک آواز نو
از خداوند مهربان و دگرگون کننده قلب ها و روحیه ها برای همه مردم ایران شادمانی٬ سرفرازی و کامیابی آرزومندم . آغاز سال ۸۹ را به همه دوستان عزیزم٬ به خوانندگان وبلاگ٬ به جوانان دوست داشتنی ایران بزرگ٬ به پدر بزرگها و مادر بزرگها٬ به پدران و مادران و به همه مردم خوب ایران تبریک و تهنیت می گو یم 
موفقیت وهمدلی برای همه آرزومندم
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 12:17  توسط حسن محمدیان  | 

رادیو وآزاداندیشی

چند ماه پیش دبیرخانه هفتمین کنفرانس بین ا لمللی مدیریت اعلام فراخوان نمود یکی از دوستان به من توصیه کرد که در بخش تجربه مدیریتی تجربه راه اندازی رادیو گفت و گو را بفرستم ابتدا امتناع کردم و گفتم مباحث گفتنی در خصوص این شبکه در شرایط فعلی خیلی قابل مطرح کردن نیست ایشان گفتند در همین حدی که میشود بنویس و بفرست و لذا این کار را کردم  با پذیرش در مراحل مختلف نها یتا اعلام کردند برای ارائه شفاهی هم پذیرفته شده لذا در روز یکشنبه 29 آذر در یکی از سا لنهای برج میلاد این تجربه را ارائه کردم برای ا طلاع دوستان و صا حب نظران به خصوص برای همکاران رادیو این مطلب را در اینجا می اورم و منتطر را هنمائیهای همه عزیزان هستم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 11:47  توسط حسن محمدیان  | 

بازآفرینی

دنیای متحول امروزی تعاریف را نیز نو می کند مثلا ما همواره مدیریت استرا تژیک را مدیریت برنامه ریزی تعریف می کردیم ولی الان مدیریت فکر به جای مدیریت برنامه ریزی مطرح است معنی این حرف این نیست که برنامه ریزی کار بدی است لکن در مدیریت فکر٬ نوآ وری و خلاقیت است که فرصت های جدید برای یک کشور٬ یک سازمان٬ یک خانواده و یک فرد خلق می کند.
اصلاح٬نوآفرینی٬ باز افرینی٬ باز تعریف٬ نوسازی٬ باز سازی٬نواندیشی و... واژگانی هستند که در سایه نواوری و خلاقیت آ فریده می شوند ما دائم باید در حال اصلاح و بازآفرینی باشیم به خصوص سازمانهایی که مدیریت و هدایت افکار عمومی را به عهده دارند به شدت نیازمند اصلاح و بازآفرینی خود هستند یکی از این سازمانهای مهم که مدعی مدیریت و هدایت افکار عمومی است صدا و سیما است که متاسفانه خیلی با واژگانی مثل اصلاح و بازآفرینی ما نوس نیست .
نظریه های مختلفی در خصوص اصلاح  و بازآفرینی سازمانها وجود دارد که هر یک به جنبه های خاصی از توسعه سازمانی تا کید دارند اما عمو ما در این نظر متفق هستندکه آموزش٬ فناوری٬ فرهنگ و توانمندسازی همگی از الزامات اولیه وضروری اصلاح و باز آفرینی هستند که به نظر من فرهنگ از تمامی موارد اشاره شده مهمتر است.
مدیران فرهنگی به جای ریاست کردن باید فکر بکنند و به جای اینکه مرتب بخشنامه صادر کنند بهتر است فکر صادر کنند و تا می توانند به فکر و آدمهای خوش فکر بها بدهند.
سازمان صدا و سیما در شرایط فعلی شدیدا نیازمند اصلاح و بازآفرینی است تا در دنیای متکثر رسانه ای کنونی و با حضور بنگاههای بیشمار سخن پراکنی بتواند فرصتهای جدیدی برای  خودش خلق کند البته پر واضح است که در این کار با موانع بزرگ سیاسی٬ اندیشه ای٬ نگرشی٬ انگیزشی و شناختی رو برو است که اگر اراده و منابع انسانی اش وجود داشته باشد این کار شدنی است. باز هم در این خصوص خواهم نوشت شما هم دست به قلم شوید یا علی مدد...
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اسفند 1388ساعت 17:37  توسط حسن محمدیان  | 

صبوری

"برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند، که دست کم یکی از آنها اعتراضش وارد باشد، تا که زیاده به خودت غره نشوی،.... همچنین برایت آرزو می کنم صبور باشی، نه با کسانی که اشتباهات کوچک می کنند، این کار ساده ای است، بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر می کنند. تا با کاربرد درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی".        
                                  (برگرفته از وصایای ویکتور هوگو به دخترش)
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388ساعت 13:13  توسط حسن محمدیان  | 

مصاحبه با ایسنا

حسن محمديان در گفت‌وگو با ايسنا:
شبكه‌هاي استاني صداوسيما با توجه به مقتضيات امروز بازتعريف شوند

سرويس: تلويزيون و راديو
1388/12/07
02-26-2010
10:23:06
8812-01798: كد خبر

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: تلويزيون و راديو

« اكنون شبكه‌هاي استاني ماهواره‌اي شده‌اند و تمام دنيا اين شبكه‌ها را مي‌توانند تماشا كنند، بنابراين ديگر نمي‌توان براساس همان معيارهاي قبلي طراحي شوند و عمل كنند. حسن محمديان با بيان اين‌كه شبكه‌هاي استاني بايد حرفه‌يي شوند»

حسن‌محمديان در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس تلويزيون و راديو ايسنا ادامه داد: توجه به تغيير و تحولات امري ضروري است، اگر شبكه‌ها به اين تحولات دنياي امروز توجه نكنند و در همان مباحث اوليه باقي بمانند هيچ پيشرفتي نمي‌كنند.

محمديان ابراز عقيده كرد: امروز شبكه‌هاي استاني نبايد به فكر اين باشند كه صرفا با ادبيات استاني حرف بزنند، بلكه بايد تلاش كنند مسائل بومي و فرهنگي خود را به‌صورت جهاني طرح كنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1388ساعت 16:0  توسط حسن محمدیان  |